۱۳۸۸ آبان ۲۲, جمعه

به اعتراض برخيزيد

ايرانيان!
احسان فتاحيان، جوانی ۲۳ ساله، اعدام شد. اين قربانی رژيم خشونت گستر، نمادی از نوع ديگر است: عمل نکردن به هر حقی، محروم شدن از حقوق ديگر است. چنانکه اختلاف در نظر و فرهنگ و... حق است. هرگاه با بکار بردن خشونت، از عمل به اين حق جلوگيری شود، تنها اين حق نيست که انسانها از عمل به آن باز می مانند، از حق انديشيدن، از حق دانستن، از حق اظهار نظر و ساختن و داشتن هويت، و از حق ... نيز باز می مانند و وقتی دولتی برای ممانعت از برخورداری از حق اختلاف، انسانی را از حيات محروم می کند، «همه انسانها را از حيات محروم می کند». جامعه ای که خواه بداند حق اختلاف لازمه برخورداری از حق حيات در رشد و آزادی است و چه نداند و سکوت کند، اعضای خود را از حقوق خويش محروم می کند و در جنايت رژيم و نقض حقوقی که حيات در گرو عمل به آنها است، شريک می کند.
فتاحيان نماد است زيرا، با اعدام او، حق اختلاف است که انکار می شود. با انکار اين حق، حق اشتراک در سرنوشت خود بمثابه يک جامعه، حق زندگی در آزادی و رشد و ديگر حقوق انسان و حقوق ملی است که انکار می شوند. به تمامی انسانها در حيات حقوقمند است که تجاوز می شود.
افزون بر اين، اين اعدام وحشت رژيم را از ادامه جنبشی گزارش می کند که شما مردم ايران برای بازيافت حق حاکميت بر سرنوشت خود، چون امواج حيات بخش برانگيخته ايد. پس در برابر اين جنايت سکوت نکنيد. هيچ عذری برای سکوت پذيرفته نيست. چرا که علاوه براين که شريک رژيم در محروم کردن خويشتن از حقوق خويش شده ايد، دست رژيم را در پرشمار کردن اين جنايت باز گذاشته ايد. رژيم نگون بخت در وحشت سقوط است و می پندارد گسترده تر کردن باز هم بيشتر دامنه خشونت و هرچه سبعانه کردن خشونتش، می تواند امواج جنبش را فرونشاند.

ايرانيان!
در ايران و هرجای جهان، به اعتراض برخيزيد.
پدران و مادران از نسل جوان کشور در جنبش بزرگ، حمايت کنيد. در آن شرکت کنيد و سران و فرمان بران رژيم جنايت گستر را مطمئن کنيد که خشونتشان عزم شما را راسخ تر می کند. بازهم صريح تر به آمران و مأموران اين جنايت بگوئيد: فرجامی جز شکست ندارند و بايد به اراده استوار شما تسليم شوند.

۱۳۸۸ آبان ۱۶, شنبه

روز پیروزی نزدیک است

هموطنان!

نخست گفته شد که حمله به سفارت امریکا و به گروگان گرفتن اعضای آن، طرحی بود که تنی چند از «دانشجویان خط امام» تهیه و با اطلاع و تصویب آقای موسوی خوئینی ها به اجرا گذاشتند. اما با گذشت 30 سال، زمان شهادت می دهد که

● دانشجویانی که در اجرای طرح شرکت کردند، رانده شدند و هم اکنون شماری از آنان در زندانند.

● آنها که گروگانگیری را بکار باز سازی دولت استبدادی گرفتند، رژیم جنایت و خیانت و فساد را برقرار کردند. یکچند از آنها نیز خود قربانی شدند.

● بهای بسیار سنگین را شما ایرانیان، با تحمل محاصره اقتصادی و جنگ 8 ساله و بازسازی استبداد وگسترش نابسامانی ها و فسادها و زندگی در بحرانهای داخلی و خارجی پرداخته اید و می پردازید.

● گروگانگیری که آن را آقای خمینی «انقلاب دوم» خواند، طرحی بود که بنا بر دو تحقیق، در امریکا تهیه شد. تحقیق روبرت پاری، روزنامه نگار امریکائی، به این نتیجه رسید که تهیه کنندگان آن، خانم اشرف پهلوی و آقایان راکفلر و کیسینجر بوده اند.

● می دانستیم که سپاه در تسخیر سفارت امریکا شرکت داشته است و اینک آقای ناطق نوری می گوید جهاد سازندگی تحت سرپرستی او نیز، در اجرای طرح، شرکت داشته اند. پس گروگانگیری طرحی نبوده است که جز «دانشجویان پیرو خط امام» از آن مطلع نبوده باشند. اطلاع کسانی که از گروگانگیری سود بردند، از وجود طرح و شرکت در اجرایش، این پرسش را پیش روی شما مردم ایران قرار می دهد: میان دست اندرکاران باز سازی استبداد در ایران و تدارک کنندگان ریاست جمهوری ریگان و حاکم کردن ریگانیسم بر امریکا، چه رابطه ای وجود داشته است؟ آیا میان ریگانیسم و ولایت مطلقه فقیه رابطه ای نبوده است؟

● این پرسش از این نظر اهمیت پیدا می کند که در سازش پنهانی بر سر گروگانها با گروه ریگان – بوش، نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری سال 1980، کسانی چون آقایان خامنه ای و هاشمی رفسنجانی و بهشتی و ناطق نوری و... شرکت داشته اند. بدین سان، گروگانگیری بسود استبدادیان در ایران و ریگان و ریگانیسم در امریکا تمام شده و معامله بر سر گروگانگیری نیز میان این دو گروه انجام گرفته و این معامله پنهانی ادامه یافته و افتضاح جهانی ایران گیت را ببارآورده است.



هموطنان!

اینک شما مردم ایران برای آزاد شدن از استبداد خائنان به ایران و انقلاب بزرگ شما ،دین و اخلاق و کرامت و حقوق شما، برخاسته اید. هرگاه بخواهید پیروز بگردید، می باید ابتکار عمل را از آن خود کنید. زمان و مکان را از آن خود کنید. 13 آبان، آغاز باز سازی استبداد شد و چرا شما آن را روزی از روزهای جنبش همگانی برای بازیافت کرامت و آزادی خود نکنید؟ آنها که می خواهند شما را وسیله رقابت بر سر قدرت در محدوده رژیم کنند، مدعی هستند مردم سالاری بروزگاران در ایران برقرار کردنی نیست. شگفتا! پس از سه انقلاب در یک قرن و این جنبش، اگر هنوز ایرانیان شایستگی برخورداری از مردم سالاری را نجسته اند، پس بی درنگ می باید دست بکار استقرار مردم سالاری شد. چرا که تأخیر سبب می شود، به روزگاران، ایران اسیر استبداد تبهکاران بماند.

بر شما است که همه روزها را روزهای خیزش کنید و تا استقرار «ولایت جمهور مردم»، به جنبش خود ادامه دهید.

10 آبان 1388

معتمد شما ابوالحسن بنی صدر