۱۳۸۸ خرداد ۲۶, سه‌شنبه

زمان همبستگی ملی و پيوستن نيروهای نظامی و انتظامی به اين همبستگی است

هموطنان عزيزم
امروز روزی است که می بايد مرزها را از ميان خود برداريد. هيچ سخنی و بهانه ای نبايد ميان شما مرز پديد آورد. در برابر ولايت مطلقه فقيه که خود تقلب بزرگ و سازمان دهنده تقلب برزگ است، شما مردم ايران می بايد يک صدا شويد، حق خود را بخواهيد و بستانيد.
جنبش در همبستگی ملی می بايد دراز مدت شود. برای اين کار، بر دانشجويان و دانشگاهيان است که نه جدا از مردم که از طريق و همراه مردم جنبش را به پيش ببرند. برای آنکه جنبش همگانی شود و موجهای جنبش سرتاسر ايران را بگيرند، می بايد هدفی که اينک روشن يعنی، نه به ولايت مطلقه فقيه و آری به ولايت جمهور مردم گشته است، همچنان شفاف بماند. جنبش دراز مدت مردم ايران می بايد سازمانی سازگار با دو ويژگی اين جنبش، همگانی و خودجوش بودن آن پيدا کند.
روشهائی می بايد ابداع شوند که کمترين امکان مداخله را به قوای سرکوب گر بدهند. پرهيز از خشونت می بايد با افشای خشونتهای ددمنشانه ای همراه شود که قوای سرکوب گر انجام می دهند و به پای مردم می گذارند. خشونت زدائی روشی است که می بايد همه مکانی و همه زمانی بگردد. مردم می بايد بسان موجهای بزرگ، شهرها و روستاهای کشور را فراگيرند.

ايرانيان مقيم خارج از کشور
با توجه به سانسوری که دستگاه ولايت مطلقه فقيه به مردم ايران تحميل می کند، تداوم بخشيدن به جنبش اعتراضی و آگاه کردن مستمر افکار عمومی کشورهای محل اقامت و بسا برانگختن مردم اين کشورها به شرکت در جنبش اعتراضی، کمک بزرگی به مردمی است که اينک در برابر تقلب بزرگ آقای خامنه ای و دستگاه او، به استقامت ايستاده اند.

نيروهای مسلح ايران از نظامی و انتظامی بدانند!
با گذشت ۳۰ سال، اينک وضعيت سياسی کشور بسيار روشن گشته است: ولايت حق جمهور مردم است. آقای خمينی اين حق را، در نوفل لوشاتو، مکرر تصديق کرده است. سه دهه فساد و جنايت و خيانت رژيم ولايت مطلقه فقيه را از زبان نامزدها شنيده ايد. به رفتار مردم خود و جهت عمومی تحول در ايران و جهان بنگريد و از خود بپرسيد: آيا ولايت مطلقه فقيه می تواند دير بپايد و آيا صحيح است آلت فعل متقلب بزرگ در سرکوب مردم خويش شويد؟ در ميان شما، بسا هنوز کسانی باشند که به ارتشيان شاه، گل می دادند و در پيروزی گل بر گلوله شرکت داشته اند. شايسته شما نيست که ايرانيان، برادران و خواهران خود را سرکوب کنيد. بدانيد که سرکوبگری نه مانع تحول می شود و نه جهت آن را تغيير می دهد. به فردا، فردائی که مردم ولايت بر سرنوشت خود را باز می يابند، فکر کنيد. در آن فردا، شما و فرزندان شما، در ميان اين مردم و فرزندان آنها زندگی خواهيد کرد. امروز کاری نکنيد که زندگی فردای همه با همه مشکل شود.
اميد که شما مردم ايران توانائی خويشتن را هرگز از ياد نبريد و با مداومت بخشيدن به جنبش، در همبستگی، بر اين توانائی استبداد شکن بيفزائيد.

۲۵ خرداد ۱۳۸۸

۱۳۸۸ خرداد ۲۳, شنبه

تقلب بزرگ شما را به جنبش همگانی می خواند

در هشدارهای پياپی به شما مردم عزيز ايران يادآور شدم که روز ۲۳ خرداد، روز روياروئی با واقعيت بسيار تلخ است. اينک شما رأی دهندگان سخت احساس فريب می کنيد. اما نه وقت خود سپردن به اين احساس و نه زمان هم آغوش شدن با غم و یأس است. ترديد نکنيد که
۱ – اين انتخابات رسوا، دو شکست خورده داشت که يکی از آنها آقای خامنه ای مدعی ولايت مطلقه فقيه و ديگری آقای هاشمی رفسنجانی، همدست او در کودتای خرداد ۱۳۶۰ و جنايتها و خيانتها و فسادها است. ولايت مطلقه فقيه، بر فرض که تقلب بزرگ انجام نمی گرفت، باز بازنده بود. چرا که جمهور مردم ايران، از تحريم کنندگان و رأی دهندگان، مخالفت خود را با ولايت دروغ و دغل ابراز کرده اند. 
۲ – پيروز اين انتخابات وفا کنندگان به عهد خود با ولايت جمهور مردم و شما مردم ايران هستيد. 
در هشدارها، تأکيد شد که از ۲۳ خرداد به بعد، زمان از آن پيروز شوندگان، يعنی استواران بر حقوق مردم و شما مردم ايران هستيد. چرا که وجدان همگانی نه تنها نسبت به هدف که استقرار ولايت جمهور مردم است، بلکه بر روش که به جنبش همگانی روی آوردن بقصد رسيدن به اين هدف است، معرفتی شفاف پيدا می کند.

هموطنان!
نه وقت نا اميدی و غم که هنگام اميد و شادی است. چرا که اينک می دانيد ولايت مطلقه فقيه را نمی خواهيد و ولايت جمهور مردم را می خواهيد. اينک می دانيد که روش حق، عمل به حق است و نه وسيله زورآزمائی شدن در درون رژيمی که در مرکز خود، گرفتار شديد ترين تخاصم ها است. اينک می دانيد که حتی وقتی رژيم چهار مجرم را نامزد می کند، برای شما اختيار رأی دادن به يکی از آنها را نيز قائل نمی شود. چرا که شدت دشمنی در مرکز قدرت، دادن اين اختيار را ناممکن کرده است. اينک می دانيد چه کسانی با شما راست می گويند و انگيزه آنها نه قدرت و قدرتمداری که حقوق شما است. اينک می دانيد چه کسانی به شما راست نمی گويند. اينک می دانيد که نبايد خود دستيار رژيم در فريب خويشتن بگرديد. اينک می دانيد که رژيم ولايت مطلقه فقيه با حيات ملی تضاد آشتی ناپذير دارد و هرگاه بخواهيد در استقلال، در آزادی، زندگی کنيد، هرگاه بخواهيد بر ميزان عدالت اجتماعی، رشد کنيد، می بايد به جنبش همگانی روی آوريد. اينک می دانيد که توانائی داريد و اين توانائی را برای بازيافتن حقوق خود 
می بايد بکار بريد.

جوانان ايران!
اين امر را که به خيابانها درآمديد و در فضای اميد و شادی، يکديگر را باز يافتيد و با يکديگر همداستان شديد، دليل بر توانائی قدرت شکن خويش بدانيد و آن را تمرين جنبش همگانی بشماريد و در تدارک اين جنبش برای استقرار حاکميت بر زندگی ملی و شخصی خويش شويد. تقلب بزرگ هم هدف و هم روش را بر شما آشکار کرد. حالا می دانيد که روش ناسازگار با حقوق شما که رأی دادن در عين علم به اين واقعيت که حق حاکميت از شما ستانده شده است، روش دستيابی به اين حق نيست. اين روش شما را به «حداقل» خواستها نيز نمی رساند. پس ديگرگوش به صداهايی که از دهان قدرتمدارها و توجيه گران قدرت بيرون می آيند، مسپاريد. خويشتن را به عصبانيت و خشونت مسپاريد. احساس توانائی با احساس اميد و شادی و خون سردی همراه است و جنبش همگانی با خشونت زدائی همزاد است. با شفاف کردن هدف و روش همراه است. هدف را استقرار ولايت جمهور مردم بشناسيد و تمام اين حق را بخواهيد و به تدارک جنبش همگانی برخيزيد.

ايرانيان!
اگر ترديد داشتيد، اينک می بايد ترديد شما رفع شده باشد و تقلب بزرگ، با وجود دشمنی در مرکز قدرت فسادگستر به شما گفته است که اين رژيم ميرنده است. تقلب بزرگ به شما هشدار می دهد که نبايد در بيراهه مرگ با اين رژيم همراه شد. می بايد به راه زندگی باز گشت. هرگاه با واقعيت تلخ اين سان رويارو شويد، در دل، اميد و شادی می يابيد و بر می خيزيد و برای استقرار حاکميت خويش، روی به جنبش می آوريد.
دلهای شما پر از اميد و شادی و معرفت شما بر توانائی خود هرچه شفاف تر و عزم شما بر برخاستن، بازهم استوار تر باد.

۲۳ خرداد ۱۳۸۸ 
معتمد شما
ابوالحسن بنی صدر

۱۳۸۸ خرداد ۲۰, چهارشنبه

هشدار!

زمانه آقای هاشمی رفسنجانی را به اعترافی ناگزير کرد که هم گويای استواری نخستين منتخب ملت ايران بر مطالبه حقوق ملی ايرانيان است و هم اعتراف است به توانائی مردم ايران هرگاه که تصميم بگيرند به عمر رژيم استبدادی پايان دهند. بنا بر نامه او، بنی صدر نماد حاکميت ملت و مروج پيگير ولايت جمهور مردم است. بدون اين اعتراف، نه می توانست وضعيت امروز را با وضعيت دوران بنی صدر مقايسه کند و نه به خامنه ای بابت جنبش مردم هرگاه از مهار بگريزد، هشدار دهد و نه او را تهديد کند

هموطنان!
آنها که می گفتند اگر اين رژيم برود ايران نيز از ميان می رود، امروز فرياد بر آورده اند که «وطن در خطر است». با سر دادن اين فرياد، اعتراف می کنند که آن هشداری بيان حقيقت بوده است که، بنا برآن، وجود اين رژيم با حيات ملی در تضاد است. با وجود اين اعتراف، نه رژيم، بلکه مهره ای، آقای احمدی نژاد را عامل به خطر افتادن وطن جلوه می دهند. راستی اينست که وطن درخطر است اما اين رژيم ولايت مطلقه فقيه است که وطن را به خطر افکنده است و ادامه حيات آن اين خطر را قطعی تر نيز می کند.
طی سه دهه، وفاداران به اصول راهنمای انقلاب ايران، جنايتها و خيانتها و فسادهای رژيم را بر شما و جهانيان آشکار کرده اند. اينک، چهار نامزد تحميلی در برابر چشمان شما، تصديق می کنند رژيم استبدادی حاکم بر ايران، رژيم تبهکاران و خائنان و فاسدان است. بيشتر از خيانتها و جنايتها و فسادهايی که تصديق می شوند، آتش فشان تخاصم های درونی که سرباز می کند، اهميت دارد. اين علامت مهم و ديگرعلامتهای مرگ رژيم اهميت دارند. اينک شما می دانيد رژيم، در مرکز خود، با شديد ترين تخاصمها روبرو است.

هموطنان!
اينک بر شما از روز روشن تر است که تنها کسانی صلاحيت يافته اند خدمتگزار اين رژيم شوند، که در جنايتها و خيانتها و فسادها شرکت مستقيم داشته اند. از اين امر که جنايتها و خيانتها و فسادها انکارنمی شوند، شگفت زده نشويد!. چرا که آتش فشان خصومت ها نه جائی برای نگفتن می گذارد و نه محلی برای انکار.
اينک، شما ديگر تنها در برابر «انتخاب بد و بدتر» قرار نداريد. در برابر بدترها قرار داريد. افزون بر اين، گرفتار بدترين، يعنی ولايت مطلقه فقيهی نيز هستيد که ديگر آدم سالم را تحمل نمی کند. پس، در برابر وجدان خود و در برابر وجدان جهانيان، مسئول رفتاری هستيد که در پيش می گيريد. نمی بايد کرامت و عزت ملی خود را در گرو رأی دادن به يکی از بدترها، بگذاريد. بهوش باشيد که فردا ، روز بعد از انتخابات قلابی، روز روياروشدن با واقعيتهای تلخ است.
هموطنان!
انتخابات رسوای کنونی، يک ويژگی دارد: حتی آنها که می خواهند در دادن رای شرکت کنند، از روی رضا و رغبت رای نمی دهند. شماری از آنها، اميدوارند رژيم را ناگزير کنند تغيير کند و شمار ديگری به حداقل راضی هستند و اميدوارند مانع از بدتر شدن وضع شوند. هر گاه اين دو گرايش از توانائی خود بهره جويند و جنبش را تا استقرار ولايت جمهور مردم ادامه دهند، با تحريم کنندگانی هم انديشه و هم روش شده اند که تحريم را بخشی از جنبش برای الغای ولايت مطلقه فقيه و استقرار ولايت جمهور مردم می دانند. بنا بر اين فرض، جنبش تحريم به يک هدف بزرگ دست يافته و آن هم نظر شدن جمهور مردم بر ضرورت تغيير از رژيم ولايت مطلقه فقيه به ولايت جمهور مردم است.
از اين رو، هشدار محل دارد:
۱ – شما، آن بخش از مردم که می خواهيد رأی بدهيد چون فکر می کنيد شدت گرفتاريها طاقتتان را طاق کرده است، بدانيد که شدت گرفتاريها دليل تحريم است و نه توجيه گر شرکت در دادن رأی. زيرا مُسکّن جای داروی درمانگر بيماری مهلکی را که ولايت مطلقه فقيه است، نمی گيرد. اين بيماری از آن نوع بيماريها است که مُسکّن بسا مانع از درمان آن نيز می شود. شما نيازمند «مناظره ها» نبوديد برای اين که بدانيد طی ۳ دهه، وضعيت زندگی شما همچنان رو به وخامت بوده است. زيرا سخن راست را هر روز از واقعيت ها شنيده ايد. هر روز، زندگی سخت تر گشته است و اينک شما از شدت فشارها در رنجی تحمل ناکردنی هستيد. اما عقل سليم به آدمی می گويد: برای رها شدن از شدت فشارها، به از ميان برداشتن علت اصلی آن بايد پرداخت. می دانم که می دانيد که علت فشارهای طاقت شکن، ولايت مطلقه فقيه است که شما را از حق حاکميت بر زندگی جمعی و فردی خويش محروم کرده است. پس به علم خود عمل کنيد و رفتاری در پيش بگيريد که از مدعی ولايت مطلقه فقيه سلب مشروعيت و از اين ولايت قلابی سلب وجود کند: با تحريم انتخابات قلابی، به ولايت مطلقه فقيه نه و به ولايت جمهور مردم، آری بگوئيد.

۲ – و اما شما که فکر می کنيد، از راه شرکت در انتخابات، رژيم را ناگزير از تحول می کنيد. يعنی از دل ولايت مطلقه فقيه، ولايت جمهور مردم و مردم سالاری را بيرون می آوريد! به شما بخاطر آگاهی بر اين واقعيت که راه حل الغای ولايت مطلقه فقيه و استقرار ولايت جمهور مردم است، تبريک می گويم. با وجود اين هشدار می دهم:
- حق را نمی توان جزء جزء کرد و به يک يا چند جزء آن قانع شد. استقلال حق است. حقوق انسان ذاتی حيات انسان هستند. هيچيک از اين حقوق را نه می توان جزء جزء کرد و نه به غير انتقال داد. با توجه به اين واقعيت بود که نه هنديان بجای استقلال، خواستار جزئی ازآن شدند و نه، سياهان افريقای جنوبی خواهان الغای جزئی از تبعيض نژادی گشتند و در ايران، مصدق خواهان استقلال بمثابه يک حق شد. بسيار بودند و هنوز نيز هستند که می گفتند و می گويند چرا او به جزئی از استقلال بسنده نکرد. اما غفلت از تجزيه و انتقال ناپذيری حق استقلال، سبب کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ و قرار داد کنسرسيوم و حاکميت امريکا بر ايران گشت. از انقلاب بدين سو، همين غفلت موجب کودتای خرداد ۶۰ و ادامه جنگ بمدت ۸ سال و... و وضعيت امروز شده است. و اينک، «انتخابات» رياست جمهوری درگرو رابطه با قدرتهای خارجی است. اين تجربه ها به ما ايرانيان می آموزند که بايد تمام حق ؛ ولايت جمهور مردم، را خواست و بدست آورد.
تحريم انتخابات اظهار اين حق، ايستادگی بر اين حق و فراخواندن شفاف به اين حق است. به وجدان خود رجوع کنيد و از او بپرسيد: اگر بخواهيد اين حق را بی کم و کاست مطالبه کنيد، چه بايدتان کرد همان کار را بکنيد!.
- می پذيريد که عامل تغيير مردم ايران هستند. پس بجای اينکه خود را وسيله زورآزمائی متخاصمان در کانون قدرت حاکم کنيد، شايسته آنست که توانائی خويشتن را به ياد يکديگر آوريد و بعنوان يک ملت رشيد، خويشتن را از حق حاکميت برخوردار کنيد!
شما ملتی با تاريخی بس دراز هستيد و فراوان درس های تجربه ها را در اختيار داريد. می دانيد که تخاصم در مرکز قدرت، ناشی از تحول قدرت است. پس در بيرون از رژيم حاکم است که تغيير اساسی که انتقال ولايت به جمهور مردم است، می بايد سازمان بيابد. آماده نشدن در بيرون از رژيم، از راه مطالبه حق ولايت جمهور مردم، ممکن است مدتی بر طول عمر رژيم بيفزايد، اما آن را از مرگ نجات نمی دهد. هرگاه در سطح جامعه، نيروی جانشين بيانگر ولايت جمهور مردم قوت نگيرد، بهای سنگين ادامه حيات و نيز سقوط رژيم را، مردم ايران می بايد بپردازند.

هموطنان!
زمانه آقای هاشمی رفسنجانی را به اعترافی ناگزير کرد که هم گويای استواری نخستين منتخب ملت ايران بر مطالبه حقوق ملی ايرانيان است و هم اعتراف است به توانائی مردم ايران هرگاه که تصميم بگيرند به عمر رژيم استبدادی پايان دهند. بنا بر نامه او، بنی صدر نماد حاکميت ملت و مروج پيگير ولايت جمهور مردم است. بدون اين اعتراف، نه می توانست وضعيت امروز را با وضعيت دوران بنی صدر مقايسه کند و نه به خامنه ای بابت جنبش مردم هرگاه از مهار بگريزد، هشدار دهد و نه او را تهديد کند.وضعيت دوران بنی صدر مقايسه کند و نه به خامنه ای بابت جنبش مردم هرگاه از مهار بگريزد، هشدار دهد و نه او را تهديد کند. او اعتراف می کند که او و آقايان خامنه ای و بهشتی، آقای خمينی را به کودتا بر انگيخته اند و او را می ترساند که هرگاه بموقع عمل نکند، بسا فردا بسيار دير باشد.
ايرانيان بهوش باشيد! بنا بر اين نامه، تا پايان روز ۱۹ خرداد، قرار بر بيرون آوردن آقای احمدی نژاد از صندوق است. زيرا هرگاه جز اين بود، آقای هاشمی رفسنجانی اين نامه را که از جمله آشکار کننده تقابل او با آقای خامنه ای است ، نمی نوشت. آنچه در دو روز آينده روی خواهد داد، خواهد گفت که آيا آقای خامنه ای تهديد را جدی گرفته و تمکين کرده است يا خير.
و بنی صدر که هيچگاه اعتماد خود را به مردم ايران از دست نداده است و تمام عمر برای استقرار ولايت جمهور مردم کوشيده است، نامه آقای هاشمی رفسنجانی و گفته ها و نوشته های ديگر شرکت کنندگان در کودتای خرداد ۱۳۶۰ را پيام اميد تلقی می کند و به شما هموطن عزيز خود می گويد: هم از اين واقعيت آگاه است که دستگاههای تبليغاتی غرب برای آقای ميرحسين موسوی تبليغ می کنند و هم می داند، وقتی بنا بر اين می شود که «برضد» نامزدی رأی داده شود، وسوسه رفتن به پای صندوق رأی، واگير می گردد. اما اين را نيز می داند فردا که حقيقت تلخی خود را آشکار می کند، سردی یأس جای هيجان را می گيرد. از اين رو، فريضه خود می داند به شما مردم ايران هشدار بدهد که هم بلحاظ بازيافتن حق حاکميت و هم بلحاظ استقلال ايران و جدا شدن حساب ملت از حساب رژيم خودکامه نزد جهانيان، و بنا بر اين تضمين امنيت ملی، تحريم هرچه گسترده تر انتخابات قلابی، پيشنهاد درخوری به شما مردم ايران است. ترديد نکنيد که ولايت مطلقه فقيه محکوم به زوال است. بنا بر اين، هدف می بايد استقرار ولايت جمهور مردم باشد. توانائی خود را به ياد آوريم و برای هدفی که دستيابی به آن را به هيچ رو نبايد به تأخير انداخت، به جنبش همگانی روی آوريم.